امروز می خواهم کمی درباره ی رشته ی مهندسی صنایع (رشته تحصیلی خودم) که مظلوم واقع شده است و بیشتر افراد یا از آن اطلاعی ندارند ویا اطلاعاتشان در سطح ابتدایی است مطلبی را ارائه کنم.
حال شاید بپرسید چرا مهندسی صنایع؟
از آنجا که فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع (گرایش تولید صنعتی) می باشم زمانی که با افراد مختلف صحبت می کنم و در مورد رشته تحصیلی ام صحبتی به میان می آید وقتی می گویم رشته مهندسی صنایع بدون مکث مخاطبانم می گویند صنایع غذایی وبا این بازخورد مواجه می شوم، به این علت بر آن شدم تا بتوانم این رشته مهندسی را معرفی کنم.
به علت حجم زیاد مطلب و جلوگیری ازخسته شدن شما دوستان عزیز این مطلب را به چند قسمت تقسیم نمودم امیدوارم که بتوانم اطلاعات شما را در ضمینه این رشته دانشگاهی افزایش بدهم .
به ترتیب موارد زیر را بررسی می کنیم.
( تاریخچه این رشته ، تعریف مهندسی و به ویژه مهندسی صنایع واهميت مهندسي صنايع ، اهداف رشته ، اصول فکري مهندسي صنايع ، گرایش مختلف آن واولویت بندی گرایشها و تواناییهای مورد نیاز اشخاص برای تحصیل در این رشته دروس تخصصی گرایشهای مختلف و همچنین وضعیت تحصیل در مقاطع بالاتر و گرایشهای این رشته در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا و وظایف یک مهندس صنایع و موقعیتهای شغلی )
تاريخچه مهندسي صنايع
اولين جرقه هاي پيدايش مهندسي صنايع بعنوان يك تخصص با آغاز انقلاب صنعتي در ابتداي قرن 19 زده شد.
انقلاب صنعتي كه با ظهور اختراعات جديد خصوصاً در صنعت نساجي و اختراع ماشين بخار آغاز شد، باعث بكارگيري نيروي انساني بيشتر و افول صنايع كوچك دستي شد. با گسترش كارخانجات، نياز به مديريت و تفكر مديريتي بيش از پيش احساس شد. افراد بسياري در جهت ارتقاء كيفيت محصولات تلاش كردند. آدام اسميت، پدر علم اقتصاد پيشنهاد تقسيم كار را داد. وي بيان كرد كه ميتوان با تقسيم كار در كارخانه پيچ سازي نتيجه كار را به مقدار زيادي بهبود بخشيد. به موازات اختراعات و نوآوري در فرايندها، روشهاي حسابداري و هزينه يابي گسترش يافتند. روشهاي تحليل علمي، آزمايشات و اثباتهاي علمي در طراحي و ساخت ابزارآلات و ماشينها بكار گرفته شد و در نتيجه، اثرگذاري اين تحولات در تفكر سازماني مديريت موجب شد مديريت علمي به عنوان يك نگرش و روش حرفه اي مطرح شود. اولين تلاش براي علمي شدن مديريت از آمريكا شروع شد. در سال 1881 فردريك تيلور پدر مديريت علمي، انديشه هاي خود را توسعه داد. فرانك گيلبرت و همسرش ليليان در جهت مطالعه كار با بررسي حركات توانستند ابزار جديدي را ابداع كنند. همچنين آنان به مسائل روانشناسي و انگيزه هاي انساني توجه نمودند. عملكرد پرداخت پاداش و نتايج قابل قبول آن توسط امرسان ايجاد و توسعه يافت. مجموعه فعاليت هاي تيلور و هم عصرانش براي فرموله كردن اصول اساسي به عنوان روشهاي علمي مديريت متمركز شده بود كه اين فعاليت ها به زودي تحت عنوان مديريت علمي شناخته شد.
كار اين افراد توسط انجمن مهندسين مكانيك آمريكا ارج نهاده شد و عرصه براي فعاليت تيلور و همفكرانش توسط اين انجمن ايجاد شد. در سال 1912 انجمني براي ارتقا و رشد مديريت بنا نهاده شد كه در سال 1915 انجمن تيلور نام گرفت. اين انجمن از سال 1934 با عنوان انجمن مهندسي صنايع فعاليت خود را ادامه داد. در اين دوران مديران علمي داراي تحصيلات مهندسي بودند و بسياري خود را مهندس صنايع قلمداد ميكردند و گروهي نيز در حيطه مديريت به عنوان مشاوران مديريت مطرح بودند. بتدريج مواد درسي و مدرك مهندسي صنايع و برنامه هاي مربوطه مورد توجه قرار گرفت و در نهايت دانشكده هاي مهندسي صنايع ايجاد و توسعه يافتند.
تعريفشناسي مهندسي صنايع
نخستين گامها در شناخت پديدهها ، با تعريف نمودن آنان آغاز ميگردد . تعريفشناسي ، اشرافي نسبت به موضوع در اختيارمان مينهد و ياريمان ميدهد تا با ذهني روشنتر به جستجو و پژوهش در محتواي آن ادامه دهيم . در تعريفشناسي مهندسي صنايع كه ابتدا به تعريف مهندسي خواهيم پرداخت و سپس مهندسي صنايع را تعريف نموده و آنگاه اين تعريف را به تفسير خواهيم نشست .
در پايان هم ، توانايي اين را خواهيم داشت كه با بياني روشن و صريح ، تعريفي كوتاه اما مبين و مفهوم از مهندسي صنايع ارائه دهيم تا آغازي باشد بر پژوهش در حيطه دانش مهندسي صنايع .
مهندسی (Engineering) به چه معناست ؟
تاکنون بارها و بارها اين واژه را در كاربردهاي عاميانه و تخصصي شنيدهايم ؛ پرسش اينجاست كه آيا اگر از ما بخواهند اين کلمه را به تعريف آوريم قادر به بيان روان آن هستيم ؟
گام اول ما در يادگيری مهندسی صنايع ، آموزش معنای دقيقی برای مهندسی است . مجمع اعتباری مهندسی و تکنولوژی(The Accrediation Board for Engineering and Technology) که يکی از وظايف آن تعريف و يکسانسازی واژههای مهندسي است، مهندسی را به صورت زير تعريف میکند:
مهندسی، مجموعه مهارت هايی است که با استفاده از معلومات رياضی و علوم طبيعی و در اثر مطالعه ، تمرين و تکرار حاصل شدهاند و ما را به راه های بهرهگيری اقتصادیتر از مواد اوليه و منابع طبيعی در جهت منافع انسانيمان رهنمون میکنند .
حال درک روشنی از واژه پراستفاده مهندسی پيدا کردهايم ؛ مشاهده مينماييم که حيطه وسيعی در اين تعريف جای میگيرند و به طور کلی میتوان گفت که هدف غايی همه آنها کمک به زندگی بهتر و راحتتر برای مجموعه انسانهاست . اين هدف را از خاطر نبريم …
مهندسی صنايع را چگونه تعريف کنيم؟
در گام اول نگاه روشنی به مفهوم مهندسی حاصل کرديم ؛ اينک به مهندسي صنايع باز میگرديم و میخواهيم در دومين گام تعريفی از مهندسی صنايع ياد گيريم . بیشک موفقيت در هر شغلی مستلزم اشراف کلی بر جوانب آن میباشد و يکی از نکات مهم در اين مبحث ، دانستن تعريف منطقی و صحيحی از شغل میباشد .
مهندسی صنايع چيست ؟
شاید شما هم بارها شنیده باشید که مهندسی صنایع اقیانوسی است به عمق از 20 سانت تا چند متر که البته عمق آن با توجه به گوینده ها متفاوت است.
امروز می خواهیم تعریفی بیشتر از اقیانوسی که ذکر شد داشته باشیم.
چون در اقبانوس با عمق 20سانت جایی برای شنا کردن وجود ندارد.
انجمن مهندسی صنايع آمريکا ، تعريف ذيل را بيان کردهاست :
مهندسی صنايع رشتهايست که با طراحی ، پياده سازی و بهبود سيستمهای يکپارچه ای از انسان (human) ، مواد (material)، اطلاعات (information)، تجهيزات (instrument) و انرژی (energy)مرتبط میباشد . اين رشته بر پايه دانش تخصصی در علوم رياضی ، طبيعی ، اجتماعی و نيز قوانين و روشهای تجزيه و تحليل مهندسی و طراحی بنا شده است تا به کمک آنها به ارزيابی نتايج حاصل از سيستمهای يکپارچه بپردازد .
در گام آتي اين تعريف را با يكديگر به تفسير خواهيم نشست …
تعريف مهندسی صنايع را چگونه تفسير کنيم؟
در گام پيشين تعريف انجمن مهندسی صنايع آمريکا را خوانديم ؛ اگر با دقت آن را مروری ديگر کنيم به واژهاي کليدي خواهيم رسيد : سيستم ! لازم است در اين لغت به خوبي تامل گردد که تمامی تلاش مهندسين صنايع بر روی سيستم پياده میشود . نترسيد ! به هيچ وجه با مفهوم ناآشنايي روبرو نيستيم . سيستم به هر مجموعهای از اجزا اطلاق میشود که برای حصول هدفی با يکديگر در ارتباط موثرند . حال در ذهن خود به دنبال نمونه بگرديد و ذهن خود را وادار به پويايی نماييد ! نمونهاي میآوريم : خانواده ! به همين سادگی ! اما توجه داشته باشيد که سيستم هايی که ما با آنها در محيط کاری سروکار خواهيم داشت لزوما به همين سادگی نيستند ؛ آنها گروهی از انسانها ، دستهای از مواد ، حجم بالای اطلاعات و مواردی اينچنينی را دربر خواهند گرفت ؛ میبينم که گستره وسيعي است آنچه يک مهندس صنايع با آنها همسايه خواهد بود و به همين دليل بايد برای تمامی آنها دارای حداقل اطلاعات لازم باشد . هدف يک مهندس صنايع بهبود کارايي سيستم به جهت نيل به اهداف کل مجموعه است و ايجاد بهبود در سيستم نيازمند بمباران فکری در مورد همه آنهاست . گمان دارد كه دگرگونی و بهبود را از چه جايی بايد آغاز نمود ؟! نگاهی به اطراف بياندازيد ، از چيزهايی آغاز کنيد که نزديکترند ؛ حال سوالي از شما میپرسيم : چه چيز به شما از خود شما نزديکتر است ؟! پس :
مغرور نباشيد ؛ کسی شما را زير سوال نخواهد برد ؛ بهبود را بايد از خود شروع کنيد …
اهميت مهندسي صنايع مرور توانمنديها و خدمات مهندسي صنايع نقش و اهميت مهندسي صنايع را بوضوح بيان ميكند. امروزه حيات اقتصادي سازمانها و موسسات توليدي و خدمات در بازار رقابتي شديد جهاني به استفاده بهينه از منابع در دسترس وابسته است. عموماً منابع در دسترس شامل مواد، منابع انساني، ماشين آلات (شامل تجهيزات، لوازم جانبي، امكانات مورد نياز شامل فضا و انرژي و …)، منابع اطلاعاتي و منابع مالي طبقه بندي ميشوند. ايجاد و نگهداري منابع ياد شده هزينه هايي را براي سازمان به دنبال دارد. هزينه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر از نحوه به كارگيري اين منابع است. هر شركت توليدي يا خدماتي كه بتواند هزينه هاي خود را به حداقل ممكن برساند و به بياني ديگر توانايي استفاده بهينه از منابع را در تمام اركان سازماني خود ايجاد نمايد يا حاشيه سود بيشتري به دست خواهد آورد و يا قادر خواهد بود كه قيمتهاي فروش خود را با حفظ حاشيه سود قبلي، كاهش دهد. اين بدان معني است كه قدرت رقابتي موسسه مذكور در بازار افزايش مييابد. با توجه به تحولات اقتصاد جهاني قدرت رقابتي شرط اساسي موفقيت در كسب و كار نوين محسوب ميشود. در كنار اين مسائل، توجه به نوآوريها و ارتقاء كيفي محصولات و خدمات كه از طريق تلاش براي يافتن طرح هاي بهبود يافته و همچنين تحول در فرآيند كسب و كار نيز بقا و رشد موسسات را در پي خواهد داشت. با توجه به مراتب فوق اگر ضرورتها و نيازمنديهاي رسيدن به امور مذكور را با تكنيك هاي مهندسي صنايع تطبيق دهيم مشاهده مي شود كه مهندسي صنايع ابزار لازم براي حصول اهداف سازماني را بطور فراگير و سيستماتيك فراهم ميآورد و اين نشانگر نقش و اهميت بالاي مهندسي صنايع بعنوان موتور محرك حركت سازمانهاي امروزي است.
مهندسي صنايع عبارت از کاربرد اصول و تکنيکهايي به منظور بهبود، طراحي و نصب سيستمهايي شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژي و تجهيزات براي فراهم آوردن امکان توليد کالاها و ارائهي خدمات به شکل کارا و مطلوب ميباشد. براي بررسي، ارزيابي و کاربرد اين سيستمها، دانش و مهارتهاي علوم رياضي، علوم فيزيکي و علوم اجتماعي به همراه فنون و تکنيکهاي طراحي مهندسي مورد نياز است. فعاليتهاي مهندسي صنايع همانند پلي است که ارتباط بين اهداف مديريت و عملکرد عملياتي سازمان را ايجاد مينمايد. مهندسان صنايع بيشتر درگير افزايش بهرهوري در مديريت منابع انساني، روشها و تکنولوژي هستند و حال آنکه ساير رشته هاي مهندسي بيشتر درگير ماهيت فني فرايندها و فرآوردهها ميباشند. در واقع مهندسي صنايع تنها رشته مهندسي است که عامل انسان يکي از مؤلفه هاي اصلي سيستمهاي مورد مطالعه ي آن را تشکيل مي دهد. در نتيجه مهندسان صنايع در تيمهاي ميان رشته اي براي امور برنامه ريزي، نصب و کنترل و بهبود فعاليت هاي مؤسسات به خدمت گرفته ميشوند.
اهداف رشته:
- بازسازي اقتصادي و اجتماعي با توجه به مهارتها و فنون.
- بهبود در بهره گيري از منابع مالي، زماني و معنوي در دسترس با استفاده از ابزارهاي علمي مدل سازي و شبيه سازي.
- ارتقاء سطح رضايت از خدمات براي مشتريان در فرم هاي گوناگون.
- تغيير در ميزان راندمان فعاليت هاي در حال انجام در سطح کارگاه هاي اجرايي گوناگون.
- بهبود در شرايط عرضه خدمات و ايجاد رفاه بيشتر با ايجاد ارزش افزوده در فعاليتها و رفع تنگناها و نارسايي.
- اخذ تدابير متنوع براي ايجاد رضايت، خشنودي و وفاداري در مشتريان گوناگون.
- کاهش دادن قيمتها، ضمن حفظ کيفيت و نيز ترجمه کيفيتهاي جديد(آوردن کيفيتي به جاي کيفيت ديگر) مورد انتظار.
- کوتاهتر کردن زمانهاي تحويل کالا و خدمات به اشکال مختلف
- به خدمت گرفتن فناوري هاي جديد روباتيک، طراحي و توليد توسط کامپيوتر، شناسايي خودکار، انبارداري و هدايت خودکار امکانات و تجهيزات.
اصول فکري مهندسي صنايع
- خلاقيت: فعاليت اصلي هر مهندس صنايع ارائه طرح براي بهبود سيستمهاي جاري و يا ارائهي طرح جديد ميباشد که به همين منظور نياز به خلاقيت و نوآوري جهت ارائه طرحهاي نو و بديع ميباشد.
- تفکر فراگير: نگرش فراگير موجب ميشود مسائل از کل به جزء و تعامل اجزاء با هم مورد بررسي دقيق قرار گرفته و مدل کاملي از سيستمهاي مورد نظر تهيه و مسائل مورد نظر آن به بهترين شکل طرح و بررسي ميگردد.
- رهبري گروه: آشنايي با کليت سيستم مورد نظر و نقش اجزا در کارکرد صحيح آن اين امکان را فراهم مي آورد که هدايت و رهبري گروه کاري مجري سيستم با انگيزه بيشتري دنبال گردد و در واقع علاوه بر طراحي سيستم مورد نظر، مهندسي صنايع سيستم هاي پياده سازي و اجرا را نيز پي ريزي نموده و نقش رهبري گروه هاي کاري را مؤثرتر دنبال مي نمايد.
- مديريت زمان: امروزه اهميت زمان و فرصت هاي آن با توجه به عرصه ي تنگاتنگ رقابت اقتصادي براي همگان واضح و بديهي است. در اين خصوص مهندسي صنايع با درک موضوع تکنيک هايي را به کار ميگيرد که عامل زمان اجراي اجزاي کاري را در تمامي فرآيندها مورد توجه و مديريت قرار مي دهد.
- ارتباط بهره وري و بهبود مستمر: اعتقاد به ارتقاء بهره وري و بهبود مستمر يک فصل مهندسي با ارزش در مهندسي صنايع است. اکتفا به وضعيت فعلي جز در جا زدن نتيجه ي ديگري نخواهد داشت. لذا مهندسي صنايع با پذيرش اين مطلب که سطح دانش و مهارتها يک مقوله نسبي است، همواره سعي او افزايش بهر هوري و بهبود وضعيت کاري نموده وسعي ميشود همواره امور اثربخشتر و کاراتر ميشود. نگرش بهبود مستمر اين امکان را مي دهد که هر روز به فکر ارتقا هر چند به اندازه کوچک باشيم.
- ذهن کنجکاو و يادگيري: مهندسي صنايع به منظور مطالعه و پيگيري مسائل همواره به اين نکته توجه دارد که هر مورد را، منحصر به فرد بررسي نمايد و جهت شناخت آن فرض بر اين است که از تصورات ذهني دوري نموده و سعي برتعيين کشف واقعيتهاي حاکم بر اجزاء و کل سيستم ميباشد. لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهيت فني امور موجب ميشود ذهنيت کنجکاو براي کشف حقايق نهفته در پديدهها تقويت شود ومهندسي صنايع با ذهن متعصب کمتر ميتواند راه حلهاي ابتکاري و راه گشا براي مسائل موردنظر ارائه نمايد.
کمی زیاد بود ولی نیاز است حتی روزنامه وار هم که شده است نگاهی به مطلب فوق بیاندازید.

دیدگاه ها