Industrial Engineering

قسمت دوم

گرايش شناسي مهندسي صنايع

مهندسي صنايع در مقطع كارشناسي در چهار گرايش تقسيم‌بندي مي‌شود :

1. توليد صنعتي

2. برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها

3. تكنولوژي صنعتي

4. ايمني صنعتي

قبل ازبررسي چهارگرايش، لازم مي دانيم دروس مشترک بين گرايش هاي مختلف مهندسي صنايع يادآورشويم:

(رياضي، معادلات ديفرانسيل، برنامه نويسي کامپيوتر، محاسبات عددي، فيزيک، شيمي عمومي با آزمايشگاه، مباني مهندسي برق با آزمايشگاه، اقتصاد مهندسي، نقشه‌کشي صنعتي، استاتيک، مقاومت مصالح، علم مواد، اقتصاد عمومي، اصول حسابداري و هزينه‌يابي، ارزيابي کار و زمان، طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي، برنامه‌ريزي و کنترل توليد و موجودي، کنترل پروژه، کنترل کيفيت آماري، تحقيق در عمليات، روش‌هاي توليد، تئوري احتمالات و کاربردهاي آن،آمار مهندسي، آزمايشگاه اندازه‌گيري دقيق، کارگاه ماشين ابزار(ماشين افزار)، کارگاه عمومي جوش، کارگاه ريخته گري)

دو گرايش توليد صنعتي و تحليل سيستمها در قياس با گرايشهاي ايمني صنعتي و تكنولوژي صنعتي ، به دليل حوزه مفاهيم پيچيده‌تر ، گسترده‌تر و كاربردي‌تر ، داراي برجستگي چشمگيري در سطح دانايي و توانايي مي‌باشند ، دانشجوياني با سطح علمي بالاتري را به خود مي‌پذيرند و به همين دليل گرايشهاي اصلي مهندسي صنايع به شمار مي‌آيند . از اين رو پيرامون اين دو گرايش در گامهاي آتي شرح كاملتري بيان خواهيم نمود .

گرايش برنامه ريزي و تحليل سيستمها

معرفي: گرايش برنامه ريزي و تحليل سيستمها تا حدودي جنبه نرم افزاري دارد و بيشتر به ارائه راهکار سيستماتيک مي پردازد.و ابزارهاي طراحي و تحليل براي ايجاد نظام هاي گوناگون بهينه در فعاليتهاي متنوع انسان- ماشين بهره مي برد.

اهداف رشته:

1- تجزيه و تحليل مسائل تصميم گيري در سطح واحدهاي اجرايي با استفاده از روشهاي نظاممند و مدلهاي رياضي.

2- ارائه بهترين راهکار در استفاده مؤثر از منابع موجود و عملکرد معقول اجزاء متشکله نظامها به مدد ابزارهاي تحليلي.

3- طرح ريزي اطلاعاتي و کنترل مديريت

4-برنامه ربزي حمل و نقل

5-تجزيه و تحليل نظامها و اصول مديريت

گرايش توليد صنعتي

معرفي: اين گرايش به مدد فنون برنامه ريزي کنترل، امکان استفاده بهينه از امکانات و تجهيزات توليدي، خدماتي و پشتيباني را براي نهادهاي توليدي و خدماتي پديد مي آورد.

اهداف رشته:

1- طرح ريزي هاي گوناگون مهندسي در واحدهاي اجرايي براساس تجزيه و تحليل هايي که مهندسان پيرامون برنامه ريزي توليد، کنترل و مديريت پروژه، کنترل کيفيت و بهبود کارايي توليد ميکنند:

2- به توليد رسيدن فرآوردهها يا عرضه مطلوبتر خدمات

3- طراحي ايجاد واحدهاي کاري، برنامه ريزي توليد، برنامه ريز و موجوديها

4- طراحي نظام تعمير و نگهداري

5- طراحي اصول مديريت و الگوگيري

6- برنامه ريزي نظامهاي اجرايي که چند هدف متفتوت و گاه متضاد را در قالبي بهينه ايجاد ميکنند.

\- گرايش تکنولوژي صنعتي

معرفي: اين گرايش نسبت به گرايشهاي توليد صنعتي و تحليل سيستمها فني تر بوده و به مهندسي مکانيک نزديکتر ميباشد. ولي در کنار اين، آنها مجهز به توانايي بهينه سازي بوده و به مسائل بهينه سازي ساخت و ساز فراورده هاي صنعتي و نيز نگهداشت و راه اندازي فني واحدهاي اجرايي آگاه هستند.

اهداف رشته:

1- عينيت بخشيدن به طيف وسيعي از خواستهاي اجرايي بشر با استفاده از تجهيزات کامپيوتري و مدارهاي منطقي که به دليل محدوديتهاي انساني به سهولت قابل تحقق نيستند.

2- مباحث اجرايي و ساخت و توليد فراوردههاي صنعتي

3- طراحي قالب و قيد و بستهاي صنعتي

4- عمليات طراحي و مبلحث انتقال تکنولوژي

5- طراحي يک ايده و نمونه سازي آن تا ساخت و تدارک امکانات توليد و مديريت مراحل اجرايي.

6- شناسايي ضايعات و عوامل و منابع بروز آنها

گرايش ايمني صنعتي

معرفي: گرايش ايمني صنعتي به مسائل مشکلساز در صنعت از لحاظ ايمني مي پردازد، يعني تلاش ميکند تا با اجراي دستورالعملها از خطرات احتمالي جلوگيري کند و در صورت بروز مشکل يا خطري، راهي براي رفع آن پيدا نمايد از جمله اين مسائل ميتوان کورهها يا آلودگي هوا اشاره نمود.

اين گرايش با بهره گيري از تدابير ويژه مهندسي، مبادرت به ايمن سازي نظامهاي گوناگون کاري مي کند که با گونه هاي مختلف تهديد و ريسک روبه رو هستند.

فارغ التحصيلان اين رشته با رويکردي بهساز و پيشگيرانه(و در عين حال مهندسي)، در کنار متخصصان بهداشت حرفه اي قرار ميگيرند که با ديد پزشکي بيشتري به دنياي کار مي نگرند.

اهداف رشته:

1- تلاش در ايجاد نظامهاي شناخت خطرات و محدودسازي عملکردهاي غير ايمن در محيطهاي کاري.

2- دنبال کردن روشها، برنامه ها و فرايندهايي براي کنترل و ارزيابي خطرات

3- مهندسي انساني، شناسايي عوامل فيزيک و شيميايي زيان آور محيط کار

4- حفاظت صنعتي و اصول مديريت ايمني

5- پيشگيري از صدمات به انسانها، امکانت و تجهيزات

البته گرايش‌هاي ذکرشده در سطح کارشناسي تفاوت چنداني با يکد يگر ندارد، چرا که دانشجويان هر يک از گرايش‌هاي فوق ازميان 142 واحدي که دردوره‌ي کارشناسي مي‌گذارنند تنها 10 تا 15 واحد متفاوت با يکديگر دارند(گرايش ايمني صنعتي با25  واحد اختصاصي متفاوت، بيشترين تفاوت راباگرايش‌هاي ديگر دارد). دانشجويان مي توانند واحدهاي متفاوت را نيز در 8 واحد اختياري خويش انتخاب کرده و بگذرانند. براي مثال فارغ‌التحصيل گرايش توليد صنعتي مي‌تواند به جاي گرايش تحليل سيستم‌ها فعاليت کند .

در ادامه به بررسي دو گرايش اصلي مقطع كارشناسي يعني توليد صنعتي و برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها خواهيم پرداخت

گرايشهاي توليد صنعتي و برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها را بيشتر بشناسيم !

توليد صنعتي فن به‌كارگيري مهارتهاي تكنيكي - اقتصادي و استفاده موثر و نظام‌يافته از نيروي انساني سازمان ، ماشين‌آلات ، تجهيزات ، سرمايه ، ساختمان و مواد به منظور توليد كالا با كيفيت و كميت مطلوب مي‌باشد .

برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها فن به‌كارگيري روشهاي علمي جهت حل مسائل تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي در واحدهاي صنعتي - خدماتي ، شامل جمع‌آوري اطلاعات ، تجزيه‌وتحليل داده‌ها ، مدل‌بندي و حل مساله مي‌باشد .

با دقت و توجه موشكافانه در تعاريف فوق مي‌توان رسالت ،‌ اهداف و ويژگيهاي مهندسي صنايع را بيان نمود :

نخستين نكته‌‌اي كه كه بايد بدان توجه كرد ، پويايي پنهانيست كه در ذات تعاريف فوق نهفته است ؛ اين جملات بيانگر حركتي مداوم و هميشگي هستند ، حركتي در جهت آنچه كه بهتر است يعني بهبود مستمر ، حركتي كه هيچگاه متوقف نمي‌شود . شما برنامه‌ريزي مي‌كنيد ، تصميم مي‌گيريد ، به اجرا درمي‌آوريد ، تجزيه‌وتحليل مي‌نماييد و آنگاه از نتايج حاصل جهت برنامه‌ريزيهاي آتي بهره مي‌بريد ؛‌ اين چرخه‌ايست كه هيچگاه از حركت باز نخواهد ايستاد و همواره رو به سوي بهبود دارد ، چرا كه ايستايي يعني مرگ و مجموعه‌هاي پويايي چون واحدهاي صنعتي - خدماتي هيچگاه به مرگ تمايل ندارند .

نكته دوم آنكه هيچ‌يك از تعاريف فوق به‌تنهايي قادر به بيان آنچه مهندسي صنايع ادعا مي‌كند نيستند ، بلكه اين‌دو مكمل يكديگرند . گفته‌ايم كه ويژگي بارز مهندسي صنايع در تفكر بهبود مستمر وضعيت موجود بوده و هرگز از وضعيت موجود راضي نيست و تلاش مي‌نمايد تا به سوي وضعيتي مطلوبتر حركت نمايد . در وهله اول ، تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي لازم است كه حركتيست به سوي هدف ، اما در گام بعدي به‌كارگيري و اجراي برنامه يا تصميم و سپس تجزيه‌وتحليل نتايج ، تضمين‌كننده صحت آن مي‌باشند . گرايش توليد صنعتي به نگرش نظام‌مند ، منظم و علمي گرايش برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها نيازمند است و در نقطه مقابل ، برنامه‌ريزي و تحليل نيز به نگرش اجرايي ، كاربردي و تجربي توليد صنعتي نياز دارد .

نكته سوم ، ديدگاه انجام‌دهي و هماهنگ‌سازي است ، چراكه مهندسي صنايع گاه بايد عوامل متضادي چون نيروي انساني ، ماشين‌آلات ، زمان ، تجهيزات ، سرمايه ، ساختمان و مواد را در قالب يك مجموعه صنعتي - خدماتي آنچنان هماهنگ سازد تا مطلوبيت لازم در كيفيت و كميت توليد را بدست آورد . اين مساله ، ويژگي ديگري را يادآور مي‌شود كه همانا تفكر كل‌گرا ، جامع و نظام‌مند مهندسي صنايع مي‌باشد . وي در هنگام برخورد با هر مجموعه ، پيش از آنكه به جزئيات بپردازد ، آنرا به ‌صورت كلي مشاهده مي‌نمايد و به تعبيري از بالا يا بيرون نگاه مي‌كند ؛ او اجازه نمي‌دهد تا يك بخش كوچك از آن مجموعه چنان مجذوبش نمايد كه از ساير قسمتها غافل گردد و ارتباط بخشهاي ديگر را با آن جزء نبيند . وي مي‌داند كه همكاري تمام آن مجموعه است كه كارايي كل را بدست مي‌دهد و انتظاري كه از مجموعه مي‌رود با هماهنگي تمام اجزا برآورده مي‌گردد .

گفته شد كه مهندسي صنايع با مجموعه‌هاي پويايي چون واحدهاي صنعتي - خدماتي روبروست . هر مجموعه پويا داراي يك ‌سري داشته‌ها يا ورودي‌ها ، يك ‌سري ستاده‌ها يا خروجي‌ها و همچنين فراينديست كه اين داشته‌ها را به ستاده‌ها تبديل نمايد . ويژگي مهندسي صنايع ،‌ مشاهده هم‌زمان اين سه عامل است و اين مساله خود موجب درك ارتباط بين مجموعه‌ها و عوامل مختلف و اقدام در جهت هماهنگ‌سازي و انجام آنها مي‌شود . يك مهندس صنايع چنانچه بتواند ورودي‌ها و خروجي‌ها را اعم از فيزيكي و غيرفيزيكي در ذهن خود تصوير نمايد و همچنين پردازشها و فرايندهاي تبديل اين ورودي‌ها به خروجي‌ها را مرور كند ، آنگاه به يقين خواهد توانست سازمان را به‌ بهترين نحو اداره نمايد

نكته چهارم ، اصل بيشينه‌سازي كلي است كه به‌طور ذاتي در اين تعاريف به چشم مي‌خورد ؛ اگر شما يك مجموعه را بصورت جامع و نظام‌مند مشاهده كرديد ،‌ درست نيست كه تنها سعي نماييد يك جزء آن را در مطلوب‌ترين وضعيت و سطح ممكن نگه داريد و از ساير اجزا غافل بمانيد ؛ مهندسي صنايع مي‌گويد كل اين مجموعه ، يعني تمامي اجزاي آن در ارتباط با هم و به صورت هماهنگ بايد در يك سطح مطلوب قرار گيرند تا مطلوبيت كل مجموعه در بالاترين سطح قرار گيرد .

نكته پنجم واژه موثر در تعريف ذكر شده ، است ؛ اصولا در مهندسي صنايع مفهوم بهره‌وري كاربرد فراواني دارد ؛ بهره‌وري خود انواع مختلف دارد و عموما به صورت نسبت خروجي‌ها (ستاده‌ها) به ورودي‌ها (داده‌ها) تعريف مي‌گردد . دو ركن اساسي در افزايش بهره‌وري هر مجموعه ، كارايي و اثربخشي مي‌باشند . كارايي نشان‌دهنده ميزان كل فعاليت مي‌باشد حال با هر مقصودي كه مي‌خواهد انجام شده باشد ، اما اثربخشي مبين آن قسمت از فعاليت است كه در راستاي رسيدن به هدف مجموعه انجام شده است ؛ به‌كارگيري واژه موثر نيز به همين معنا مي‌باشد .

نكته ششم آن است مهندسي صنايع از روشهاي علمي جهت انجام كارهايش استفاده مي‌نمايد . روشهاي علمي روشهايي هستند كه كه در موارد متعدد از بوته آزمايش و تجربه گذشته‌اند و به بيان بهتر استاندارد گرديده‌اند و اين دل‌مشغولي مهندسي صنايع است كه سعي مي‌كند در هر چرخه برنامه‌ريزي ، اجرا و تجزيه‌وتحليل ، روشهاي مستند و استانداردي را در امور مختلف طراحي كند ، آنها را از حالت تجربه‌نشده خارج نمايد و وارد ذات فرايند داخلي آن مجموعه نمايد . دانش مهندسي صنايع سعي مي‌نمايد براي تمامي شرايط ، روشهاي علمي خاصي را طراحي كند تا در موارد مشخص ، اين روشها را به عنوان ابزاري در اختيار مدير قرار دهد .

مطالب گفته شده ، به طور عمده ، مفاهيم زيربنايي و فلسفي مهندسي صنايع را تشكيل مي‌دهند به طوريكه مهندسي صنايع بايستي همواره تلاش نمايد ديدگاه‌ها و برداشتهاي جديد و تازه‌اي از اين مفاهيم كشف و تجربه نمايد . مفاهيمي چون تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي ، مهارتهاي تكنيكي - اقتصادي ، موثر و نظام‌مند ، نيروي انساني ، زمان ،‌ ماشين‌آلات ، تجهيزات و سرمايه ، هزينه ، توليد ، كيفيت و كميت و ارتباط اين مفاهيم از دغدغه‌هاي اصلي مهندسي صنايع است .

نكات فوق از آن جهت بيان شده است تا تاكيد گردد هيچ‌يك از گرايشهاي برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها و توليد صنعتي به تنهايي تمام مهندسي صنايع نيستند و تنها با حضور در كنار يكديگر مي‌توان انتظار داشت مهندسي صنايع به اهداف خود نائل گردد .

در بيان دروس اساسي اين دو گرايش بايد گفت كه وجه اشتراك فراواني در اين ميان به چشم مي‌خورد ، دروسي نظير : كنترل پروژه ، كنترل كيفيت ، طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي ، كنترل توليد و موجوديهاي يك ،‌ اصول مديريت و تئوري سازمان ، ارزيابي كاروزمان ، تحقيق در عمليات (2 & 1) ، اقتصاد مهندسي ، آمار مهندسي ، نقشه‌كشي صنعتي (2 & 1) .

در كنار اين ، آن دسته از دروسي كه براي يكي از دو گرايش اجباري مي‌باشند را دانشجويان گرايش ديگر مي‌توانند به صورت اختياري اخذ نمايند و بدين ترتيب سطح اشراف خود را بر حوزه‌هاي كاري مهندسي صنايع هرچه بيشتر افزايش بخشند .

دروس اجباري پراهميت گرايش توليد صنعتي كه براي گرايش برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها اختياري به شمار مي‌آيد عبارتند از : برنامه‌ريزي توليد ، مهندسي فاكتورهاي انساني ، طراحي ايجاد صنايع ، برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات ، برنامه‌ريزي و كنترل توليد و موجوديهاي دو .

دروس اجباري پراهميت گرايش برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها كه براي گرايش توليد صنعتي اختياري به شمار مي‌‌آيد عبارتند از : تحليل سيستمها ، شبيه‌سازي ، طراحي سيستمهاي اطلاعاتي ، برنامه‌ريزي حمل‌ونقل .

در گام آتي تكنولوژي صنعتي و ايمني صنعتي را بيشتر خواهيم شناخت …

گرايشهاي ايمني صنعتي و تكنولوژي صنعتي داراي چه قابليتهايي مي‌باشند ؟

در گام پيشين ، دو گرايش اصلي مهندسي صنايع را شناختيم ؛ اينك به سراغ دو گرايش ديگر مي‌رويم كه اگرچه در جايگاه توجه پايينتري در قياس با توليد صنعتي و برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها قرار دارند اما خود از جمله رشته‌هاي كاربردي صنعت و خدمات به‌شمار مي‌آيند و چه‌بسا كاركردهايي داشته باشند كه ساير رشته‌هاي فني و مهندسي از آنها بي‌بهره‌ا‌ند .

با تكنولوژي صنعتي آغاز مي‌كنيم :

در تعريف تكنولوژي صنعتي مي‌توان گفت : فن به‌كارگيري مهارتهاي اجرايي و ذكاوتهاي فني در جهت طراحي تجهيزات و تسهيلات مورد استفاده در بخش توليد و خدمات و تعيين تدابير لازم براي ساخت‌وساز‌ آنان مي‌باشد . (بهينه‌سازي در ساخت‌وساز)

تكنولوژي صنعتي گرايشيست با بينشي‌ فني‌تر از دو گرايش توليد صنعتي و برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها كه مشابه كارشناسي ساخت و توليد در مهندسي مكانيك بوده اما مجهز به توانايي بهينه‌سازي ، آگاه به مسائل بهينه‌سازي ساخت و ساز فرآورده‌هاي صنعتي و نيز نگهداشت و راه‌اندازي فني واحد‌هاي اجرايي مي‌باشد . داراي توانايي انتقال و مديريت تكنولوژيست و نيز حفظ و حراست از آن كه به مدد امكانات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري در جهت حفظ و نگهداري نظام فني و اجرايي گام بر مي‌دارد ؛ با مديريت تكنولوژيهاي در دسترس يا مواردي كه در قالب انتقال تكنولوژي دادوستد مي‌شوند ، در جهت افزودن كميت و كيفيت فرآورده‌ها و نيز بهره‌برداري اثربخش از امكانات در دسترس ، اقدامات موثري انجام مي‌دهد . با استفاده از تجهيزات كامپيوتري و مدارهاي منطقي قادر است طيف وسيعي از خواسته‌‌هاي اجرايي بشر را كه به دليل محدوديت‌هاي انساني به سهولت قابل تحقق نمي‌باشند ، عينيت ‌بخشد . مباحث اجرايي و مهارتي ساخت و توليد فرآورده‌هاي صنعتي ، طراحي قالب ، قيدوبست‌هاي صنعتي ، عمليات حرارتي و مباحث انتقال تكنولوژي را مي‌توان در زمره ديگر زمينه‌هاي تخصصي اين گرايش ذكر نمود . كارشناس تكنولوژي صنعتي از مرحله طراحي يك ايده و نمونه‌سازي آن گرفته تا مرحله ساخت و تدارك امكانات توليد ، همين‌طور مديريت مراحل اجرايي ، توان خدمت‌رساني دارد ؛ علاوه بر آن ، ضايعات و عوامل بروز آنها را شناسايي كرده و تاثيرات گوناگوني كه برجاي مي‌گذارند را ، مورد سنجش و ارزيابي قرار مي‌دهد .

گرایش ايمني صنعتي

در تعريف ايمني صنعتي مي‌توان گفت : فن به‌كارگيري تدابير ويژه مهندسي در جهت ايمن‌سازي نظامهاي گوناگون كاري در مواجهه با گونه‌هاي مختلف ريسك رودرروي آنان مي‌باشد . (بهينه‌سازي در ايمن‌سازي)

گرايش ايمني صنعتي تلفيقي از سه رشته بهداشت حرفه‌اي ،‌ مديريت صنعتي و مهندسي صنايع ( جهت‌گيري عمده به سوي مهندسي صنايع است ) با رويكرد بهساز و پيشگيرانه و در عين حال مهندسي ، در جوار متخصصين بهداشت حرفه‌اي كه با ديد پزشكي بيشتري به دنياي كار مي‌نگرند ، تلاش در ايجاد نظام‌هاي شناخت خطرات و محدود‌سازي عملكرد‌هاي غيرايمن در محيطهاي كاري داشته ، روش‌ها ، برنامه‌ها و فرآيندهايي براي كنترل و ارزيابي خطرات پي گرفته و تلاش در ايجاد فضايي سالم براي نجات حركت‌هاي بهره‌ور دارد . اين گرايش مهندسي صنايع ضمن تسلط بر آگاهيهاي عمومي مهندسي صنايع به ويژه در راستاي تطبيق دادن كار با توانايي‌هاي انساني در زمينه‌هايي همچون مهندسي فاكتورهاي انساني ، عوامل فيزيكي و شيميايي زيان‌آور محيط كار ، حفاظت صنعتي و اصول مديريت ايمني ، داراي تبحر و تخصص است . طراحي نظام‌هايي كه بتوانند از آسيب رساندن به انسانها ، امكانات و تجهيزات پيشگيري كرده ، حركت ملايم و روان اجرا را تضمين نمايد ، بخشي از توانايي‌هاي اجرايي اين متخصصين به شمار مي‌رود .

مکانيک سيالات ، جمع‌آوري و دفع فاضلابهاي صنعتي ، مهندسي احتراق ، گازرساني ، اعلام و اطفا حريق ، ايمني در برق ، سم‌شناسي صنعتي ، ايمني ساختمان و معدن ، ارگونومي ، تهويه صنعتي ، ديگها و ظروف تحت‌فشار ، روشهاي توليد (2 & 1) ، ايمني در کشاورزي ، روانشناسي صنعتي ، عوامل شيميايي محيط کار ، اصول بهداشت محيط ، بيماريهاي شغلي ، حفاظت صنعتي ، ايمني بالابرها ، تحقيق در عمليات ، ترموديناميک و انتقال حرارت ، عوامل فيزيکي محيط کار ، اصول مديريت ايمني ، ارزيابي کار و زمان و طرح ريزي واحد هاي صنعتي از جمله دروس اصلي و تخصصي پراهميت اين گرايش به شمار مي‌آيند .

-

- تواناييهاي لازم داوطلبان (کليه گرايشها):

دانشجوياني در رشته مهندسي صنايع موفقند که:

1- تمايل دارند با توانايي هاي رياضي گونه ي خويش، ارتباط بهينه اي بين اجزاء نهادها، نظامها و امکانات پديد آورند.

2- به برنامه ريزي و هدايت مؤثر امکانات انديشيده و نظاممند هستند.

3- تمايل دارند با ايجاد فضايي بشاش و دلنشين، از وقت و انرژي انسانها به شکل مؤثرتري بهره گرفته شود.

4- ذوق هنري داشته و نيز به طراحي و ساخت و ساز امکانات، تجهيزات و نظامها علاقمندند.

5- علايقي در خلق و بروز ابتکار در حوزههاي کاربردي دارند.

6- به امنيت مي انديشند و ارائه ي راهکار براي مقابله با ريسکهاي گوناگون را دوست دارند.

7- ريا ضي را دوست دارند، با فن و حرفه عجين شده اند، کامپيوتر را بخشي از زندگي روزمره خود ميدانند و ميتوانند با انسانها رابطه اي دوستانه برقرار کنند، ابعاد مديريتي را دوست دارتد و اهل نوآوري و ارائه مؤثر انديشههاي جديد هستند.

ادامه دارد…