دانستن و پذیرفتن اینکه هیچ نمی‌دانیم سبب می‌شود تا بتوانیم در مسیر درست گام برداریم.

شاید در نگاه اول این سؤال مطرح شود که چگونه باید دانسته‌هایمان را نادیده بگیریم؟

واقعیت این است که در علم ریاضیات هر عددی، هرچقدر هم که بزرگ باشد در برابر بی‌نهایت نادیده گرفته می‌شود.

نکته ظریف و حیاتی باور به ندانستن در این فهم نهفته است که بدانیم دانسته هایمان نسبت با ندانسته‌هایمان قابل قیاس نیست؛ با این تعبیر اعلام اینکه هیچ نمی‌دانیم گزاره منطقی و ملموسی خواهد بود.

مانع انسان برای رسیدن به کمال

تنها مانع انسان برای پیشرفت و رسیدن به درجات عالی و متعالی و کمال تنها یک‌چیز است، توهم و خیال دانستن.

توهم اینکه همچون پارچی پر از آب هستیم سبب می‌شود تا چشممان را بر روی تمام آب‌ها ببندیم و عملاً رشد و تعالی‌مان را متوقف کنیم.

این عبارت را با دقت بخوانید: آن‌کس که نداند، بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند.

فلسفه و راز و رمز رسیدن به مقصد در این نهفته است که بدانیم هیچ نمی‌دانیم و برای روشن کردن نقاط تاریک ذهن و دانسته‌هایمان تلاش کنیم.

هرگاه دانستیم که نمی‌دانیم بیش از گفتن سعی می‌کنیم تا به دیگران گوش کنیم، مطالعه کنیم و سعی و تلاشمان را در روشن کردن زوایای تاریک ذهنمان به کار می‌بندیم.

حتماً شنیده‌اید که هرچه طبل توخالی‌تر باشد صدایش بیشتر است؛ باید به خودمان رجوع کنیم و ببینیم که صدای خالی بودنمان پرآوازه است یا سکوتمان؟

سکوت کردن زمینه‌ساز فکر کردن و تفکر زمینه‌ساز یادگرفتن است.

اگر کمی با تأمل نگاه کنیم اسباب پیشرفت و کمال ما در سکوت نهفته است و سکوت هم محقق نمی‌شود مگر با پذیرفتن جهالت و نادانی ما نسبت به دانش در دسترس.

ما با دانستن و پذیرفتن اینکه هیچ نمی‌دانیم درواقع مثل پارچی که خالی است و منتظر پر شدن است خودمان را برای بهترین‌ها آماده می‌کنیم.

به خاطر بسپاریم که ارزش ما به‌اندازه حرف‌هایی است که برای نگفتن داریم.