مداد رنگی

انسان علاوه بر خوراک و پوشاک و مسکن برای زندگی نیاز به امید دارد. امیدی که از مهم بودنش حداقل برای یک نفر دیگر نشئت می‌گیرد، اگر این حس تعلق، عشق،امید و مهم بودن را از زندگی بگیریم دیگر زندگی معنا نخواهد داشت.

همه ما نیازمندیم تا درک شویم، شنیده شویم و دیده شویم. اگر از راه درست نتوانیم خودمان را نشان دهیم به هر کاری ممکن است دست بزنیم، از لباس های خاص و پوشش های متفاوت با بقیه افراد گرفته تا ایجاد صداهای ناهنجار با موتور سیکلت و ماشین.

همه ما در زندگی نیاز به حامی روانی داریم تا رویاهایمان را با او قسمت کنیم تا هرجایی که کم آوردیم با سطل رنگ معجزه آسایش زندگی مان را رنگی کند، تا هرجایی که جان و نفس ادامه راه را نداشتیم بنزین سوپر زندگی مان شود و با معجزه کلماتش ما را زنده کند. بله زندگی بدون احساس تعلق و بدون کسی که ما را بفهمد و از چشمانمان بتواند مغز و قلبمان را خط به خط بخواند خالی از لطف است.

مهندس باشی یا دکتر، مردی باشی یا زن پیر باشی یا جوان هیچ فرقی نمی کند باید مسیحایی دمی در کنارت باشد تا با چند جمله جانت ببخشد، گنجشکک گلی با نفس حضرت مسیح، جان می‌گرفت و ما هم با معجزه کلمات عزیزانمان دم می گیریم.

معجزه معطوف به تاریخ نیست، هر جمله ای که نا امیدی و خستگی و رنج را از ذهن بشوید معجزه است، معجزه ای که می تواند خسته ترین و رنجورترین انسان را به عاشق ترین و عامل ترین مخلوق هستی تبدیل کند.

اگر مسیحایی دمی ندارید دست بجنبانید که زندگی بدون ایشان سخت می‌گذرد. مسیحایی دم زندگی تان می تواند مادری مهربان، خواهری دلسوز، برادری همراه، پدری ساده یا عشقی باشد که خدا به شما عطا کرده است.

قهوه

قهوه تلخ به واسطه شیر و شکر دلچسب می شود، تلخی ذاتی قهوه به واسطه شیر و شکر است که قابل تحمل می شود، شیر و شکر قدرتی دارند که می توانند هر قهوه ای را دلپذیر کنند. زندگی همان تلخ قهوه ای است که باید با شیر و شکر نوش جانش کرد.

دست بجنبانید که قهوه تقدیرش تلخی است و عمر شیر و شکر کوتاهست.

در سردترین روزهای زمستان گرمی بخاری و شومینه دلچسب است اما گرمی کلامی که در گوشت نجوا کند تو می توانی و به تو ایمان دارم از آن هم انرژی بخش تر است.

قهوه زندگی تان بکام.